تبليغاتX
آفرینشی دوباره

آفرینشی دوباره

!...آدمی چه خوب باشه چه بد.مسافره

 

۶۲ روز از پاییز سپری شده و خورشید با بی حیایی تمام چشم دریدگی می کند . نمی دانم آیا دیگر حنای ابر برای خورشید رنگی ندارد یا شاید خورشید تواناتر از آن شده که هیچ نیرویی نتواند او را از گود به در کند.

همیشه به حال خورشید غبطه می خوردم که چه استوار بر پهنه گیتی می درخشد ، و از سویی به حال زارش افسوس می خوردم که چه سرنوشت بی پایانی بر او رقم خورده که تا کی محکوم است به تابیدن و سوزاندن ، تا کی از وجود خود تهی شود و وجود دیگران را لبریزسازد.

شگفت زده ام ، که چرا هر موجودی زنده و مرده محکومیم به ماندن و بودن .

پیش از این خورشید را مظهر ستایش می شمردم ، ولی اکنون دیگر برایم حتی پرتویی از نور بی پایانش باقی نمانده . دیگر قادر به دیدن روشنایی و تابش بی نهایتش نیستم ، دیگر با او هم کاری ندارم ، بی شرم شده بیش از حد تصور . آفتابش مرا می سوزاند روشناییش چشمم را می زند نمی دانم مرتکب چه گناه نابخشودنی گشته ام که این چنین سخت مرا شکنجه می دهد .

با تمام وجود زوالش را خواهانم .ای کاش می توانستم دست درازی کنم و او را بر تخت پادشاهی به زیر آورم و او را تا سر حد یک بنده به خاک افکنم . ای کاش می شد ، ولی خوب این خواستن ها خواهشی بیش نیست وبس.

در این روزهای پاییزی تشنه ی یک روز ابری ام .  یک روزی که از سپیده دم تا شامگاه خورشید از پس گیتی پنهان بماند.

می ترسم ، می ترسم پاییز سپری شود و این آرزو به دست خیال سپرده شود . حال و هوای این روزهای مه گرفته مرا بیش از پیش دگرگون ساخته ، از واقعه ای شوم می هراسم ولی ای کاش می دانستم که چه اتفاقی در شرف وقوع است.

سرمای سمجی وجودم را فراگرفته، نمی دانم تا کی باید این بار را به دوش کشم آیا امکان دارد که این بار بیش از شکیباییم باشد .

شکیبایی، واژه ای که هر بار در آن درنگ می کنم رو سپید از آن به در می شوم ، هنگامی که درنگ می کنم تا چه سر حدی توانسته ام شکیبا باشم افسوس می خورم که این پیکر ناچیز چه بار گرانباری را به دوش می کشد . نباید اعتراض کرد، اگر معترض شوی به بارت می افزایند پس باید خاموش ماند و زنده ماند و زندگی کرد ، باید زنده ماند تا سر حد نیستی باید نفس کشید تا پایان تا لحظه موعود تا آرامش ابدی

آری آرامش، آرمشی بی پایان.... 

                                                                                                                         شکیبا


یاران همیشگی خواهشمندم  نظرات گرانبهای خود را مرتبط به پست کنونی بدهید .

                                     پیشاپیش از نظرات گهربار شما یاران نهایت سپاس را دارم .        

نوشته شده در شنبه 1387/09/02ساعت 20:52 توسط شکیبا| |